Translate

‏نمایش پست‌ها با برچسب زندانیان سیاسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندانیان سیاسی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۳ شهریور ۶, سه‌شنبه

اعدام‌های دهه ۱۳۶۰

 

اعدام‌های دهه ۱۳۶۰

در سال‌های دهه ۶۰ در ایران، همزمان با دوران جنگ و سرکوب مخالفان در جمهوری اسلامی، هزاران زندانی در ایران اعدام شدند. به دلیل خودداری جمهوری اسلامی از ارایه آمار و تلاش برای سرپوش گذاشتن بر این کشتارها، امکان ارایه آمار کاملا دقیق از اعدام‌ها وجود ندارد. اوج اعدام‌ها در تابستان سال۱۳۶۷ اتفاق افتاده است؛ با پایان جنگ ایران و عراق، در نبود رسانه‌های آزاد، آیت الله خمینی با صدور فتوایی به مقامات حکومتی دستور داد تا "با خشم و کینه انقلابی خود" تکلیف زندانیان سیاسی را مشخص کنند. مدافعان حقوق بشر می‌گویند که هزاران زندانی محروم از حقوق انسانی در زندان‌های ایران اعدام شدند. در آن سال گروهی از زندانیان که دوران محکومیت‌شان را سپری می‌کردند، طی سه ماه به جوخه‌های اعدام سپرده شدند. آیت الله حسینعلی منتظری که آن زمان قائم مقام رهبری در ایران بود، از این اقدام به عنوان "بزرگترین جنایتی که جمهوری اسلامی مرتکب شده" و "در تاریخ از آن یاد می شود" نام برده است. محاکمه حمید نوری به ظن مشارکت در کشتار زندانیان سیاسی در دهه ۱۳۶۰ که از سال 2020 در سوئد آغاز شده است، نخستین دادگاه رسمی در رابطه با این اعدام‌هاست.  دادگاه سوئد بر اساس اصل صلاحیت قضایی جهانی تشکیل شد،‌ و حکم جلب حمید نوری را که از ایران به استکهلم سفر کرده بود، صادر و او را محاکمه می‌کند. اصل صلاحیت قضایی جهانی، به دادگاه‌های داخلی کشورها اجازه می‌دهد بدون توجه به این که جرم در چه کشوری اتفاق افتاده و بدون در نظر گرفتم ملیت متهم، به اتهامی رسیدگی کند. آیت‌الله خمینی در فتوای معروف خود که در آن حکم به اعدام زندانیان "سر موضع" داده است، می‌گوید: "کسانی که در زندان های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری می کنند، محکوم به اعدام می‌باشند." بر اساس نامه آیت الله خمینی، تشخیص این مساله در تهران با آقایان نیری (حاکم شرع)، اشراقی (دادستان تهران) و نماینده وزارت اطلاعات است." در نامه آیت الله خمینی "رحم بر محاربان ساده اندیشی" خوانده شده و خواسته شده که با "خشم و کینه انقلابی" با زندانیان برخورد کنند. آیت الله خمینی از "آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان" بوده، خواست که "وسوسه و شک و تردید نکنند" و "سعی کنند اشدا علی الکفار" باشند. به گزارش سازمان‌های مدافع حقوق بشر از سال ۱۳۶۰ تا ۶۴ بر اساس آمارهای موجود در زندان‌های مختلف ایران و شهادت خانواده‌ها "حدود ۱۱ هزار زندانی اعدام یا زیر شکنجه جان باختند." فعالان حقوق بشر از جمله ایرج مصداقی، از زندانیان سیاسی دهه شصت و از جان به دربردگان اعدام های تابستان ۱۳۶۷،‌ می‌گوید که در دهه شصت در مجموع در حدود ۲۰ هزار تن از مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی جان باخته اند. به گفته آقای مصداقی، هر چند به دلیل خودداری جمهوری اسلامی از ارایه آمار و تلاش برای سرپوش گذاشتن بر این کشتارها، امکان ارایه آمار کاملا دقیق در حال حاضر وجود ندارد، اما با توجه به اسناد موجود و تحقیقات صورت گرفته می توان گفت که در دهه شصت در مجموع در "حدود ۲۰ هزار تن" از مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی کشته شدند. به گفته وی،"اعدام زندانیان سیاسی در دهه شصت از شامگاه ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ آغاز شد. دامنه اعدام ها در سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۳ بسیار گسترده بود و بعد از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۷ کاهش پیدا کرد، اما از بهار سال ۱۳۶۷، باردیگر شمار اعدام ها افزایش یافت تا مرداد و شهریور ماه این سال که به اوج خود رسید و نمونه ای کم سابقه از قتل عام زندانیان سیاسی را در تاریخ به جای گذاشت." در کتاب خاطرات آیت الله منتظری، که آن زمان قائم مقام رهبری بود، آمده که بعد از صدور فرمان آیت الله خمینی در تابستان ۱۳۶۷، "بین ۲۸۰۰ تا ۳۸۰۰ نفر از زندانیان اعدام شدند"، هرچند برخی از نهادهای حقوق بشری، تعداد اعدام شدگان را بیشتر می دانند. سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی به مناسبت سی امین سالگرد اعدام‌های تابستان ۶۷،‌ به اسامی تعدادی از اعضای "هیئت مرگ" اشاره کرده است. اعضای کمیته‌ای که از سوی آیت‌الله خمینی به زندان‌ها فرستاده شدند، در میان زندانیان و خانواده آنها به "هیئت مرگ" معروف هستند. اعضای شناخته شده هیئت مرگ بر اساس گزارش عفو بین‌الملل: "ابراهیم رئیسی، معاون دادستان کل تهران در سال ۱۳۶۷، از اعضای اصلی "هیئت مرگ" بود. حسینعلی نیری، به عنوان حاکم شرع، عضو کمیته تصمیم‌گیری در باره وضعیت زندانیان سیاسی تهران بود و علیرضا آوایی، وزیر دادگستری سابق، که در سال ۱۳۶۷ در دزفول به عنوان دادستان مامور رسیدگی به پرونده زندانیان حضور داشت. مصطفی پورمحمدی، که در سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶ وزیر دادگستری بوده،‌ نماینده وزارت اطلاعات در هیات ویژه در تهران بوده است. محمدحسین احمدی، که در هیات ویژه شهرهای استان خوزستان حضور داشت." اکثریت رهبران جمهوری اسلامی هرگاه که ناگزیر از پرداختن به موضوع اعدام زندانیان سیاسی دهه ۶۰ شدند، از این اقدام در آن دوره دفاع کردند و آن را ضروری دانستند. ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران، در اولین کنفرانس خبری خود با در پاسخ پرسشی درباره اتهام "جنایت علیه بشریت" علیه او به دلیل نقش او در اعدام های تابستان ۱۳۶۷، گفت که در نقش دادستان از "حقوق همه شهروندان ایرانی" دفاع کرده بود و بابت اقداماتش در آن پرونده به عنوان قاضی باید "مورد تشویق" قرار گیرد. این سئوال از سوی خبرنگار شبکه الجزیره و به زبان انگلیسی پرسیده شده بود اما مترجم حاضر در کنفرانس خبری بخش مربوط به "اتهام جنایت علیه بشریت" را کاملا به فارسی ترجمه نکرد و عبارت "اعدام‌های سال۱۹۸۸(۶۷ خورشیدی)" را هم به "برخی از اعدام‌ها" تغییر داد. علی رازینی که در دهه ۶۰ دادستان انقلاب بود در یک گفتگو با خبرگزاری تسنیم گفته بود: "رسیدگی به پرونده گروهک‌ها با دقت انجام می‌شد. در رسیدگی به پرونده‌ها دادستان، دادیار، مجریان احکام حضور داشتند و اینکه ادعا می‌کنند این کارها مخفیانه انجام شده قطعا اشتباه است. پرونده‌هایی بوده که ما رسیدگی کردیم آنهایی که جرمشان کم بوده حبس دادیم و آنهایی که جرمشان در حد اعدام بوده حکم اعدام داده‌ایم که حکمی شرعی است. وقتی حکم شرعی بر اساس اعمالش تعیین می‌شود دیگر نمی‌شود که در این حکم چانه‌زنی کرد." اما او از بابت اعدام‌های تابستان ۶۷ سلب مسئولیت کرده و گفت: "دادگاه‌ها عادلانه و قانونی بود، آقایان نیری، رئیسی، ری شهری، اشراقی و پورمحمدی مسئولان این موضوع بودند و ما در متن قضیه نبودیم." محمدحسین احمدی شاهرودی، حاکم شرع خوزستان در دهه ۶۰ هم با حمایت از این اعدام‌ها به خبرگزاری تسنیم گفته: "کسانی که پافشاری سر موضع داشتند حکمشان اعدام بود و ما هم حکم را اجرا کردیم. البته ما حکم ندادیم بلکه تشخیص موضوع و مصداق کردیم. در واقع حکم اصلی از سمت امام بود و از اجرای حکم امام قطعا دفاع می‌کنیم."

۱۴۰۳ مرداد ۱۸, پنجشنبه

بیانیه ۳۱ سازمان مدافع حقوق بشر در اعتراض به صدور حکم اعدام علیه شریفه محمدی

 



بیانیه ۳۱ سازمان مدافع حقوق بشر در اعتراض به صدور حکم اعدام علیه شریفه محمدی

خبرگزاری هرانا – مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به همراه ۳۰ سازمان‌ مدافع حقوق بشر دیگر، با نگارش بیانیه‌ ای مشترک صدور حکم اعدام علیه شریفه محمدی فعال کارگری را محکوم کرده و خواهان لغو کلیه اتهامات وارده بر وی شدند. در این بیانیه از مقامات ایران خواسته شده که به آزار و اذیت سیستماتیک زنان مدافع حقوق بشر پایان داده و از صدور احکام اعدام خودداری کنند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۳۱ سازمان مدافع حقوق بشر، با انتشار بیانیه ای خواستار لغو حکم اعدام شریفه محمدی، فعال کارگری شدند.

متن کامل این بیانیه در ادامه می آید:

“ما امضاکنندگان این بیانیه به نمایندگی از زنان و سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای حقوق بشر، از حکم ناعادلانه اعدام که توسط جمهوری اسلامی ایران علیه فعال حقوق بشر شریفه محمدی صادر شده است، شوکه شده و به شدت نگران هستیم. ما از قوه قضائیه ایران می‌خواهیم که فوراً و بدون قید و شرط تمام اتهامات وارده علیه شریفه را لغو کند. اتهاماتی که به دلیل فعالیت‌های او در دفاع از حقوق کارگران به او وارد شده است، فعالیت‌هایی که نه فقط مسالمت‌آمیز بلکه قانونی و در چارچوب قوانین کشور بوده است.

ما از همه فمینیست‌ها و زنان مدافع حقوق بشر و سازمان‌هایشان در سراسر جهان، بویژه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، می‌خواهیم تا در همسبتگی با شریفه متحد، و خواستار آزادی بی‌قید و شرط او شوند.

شریفه محمدی، کنشگر حقوق بشر است که در حمایت از حقوق کارگران، یک سازمان ثبت‌شده، مستقل، عمومی و قانونی را سازماندهی کرده است. شریفه محمدی در روز چهاردهم آذرماه ۱۴۰۲ در منزلش توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر شد. او در تاریخ نهم دی‌ماه ۱۴۰۲، از زندان لاکان به زندان سنندج منتقل شد و پس از مدتی مجدداً به زندان لاکان بازگردانده شد. وی هم‌اکنون در زندان لاکان رشت در شمال ایران زندانی است. بر اساس گزارش ها او در طی دوران بازداشت و بازجویی مورد خشونت‌های فیزیکی و روانی قرار گرفت و در مدت سه ماه حبس در انفرادی از ملاقات با خانواده‌اش محروم بود.

در تیرماه ۱۴۰۳، شعبه یک دادگاه انقلاب رشت، محمدی را به اتهام «بغی» به اعدام محکوم کرد. به گزارش کمپین دفاع از شریفه محمدی، این حکم به بهانه عضویت خانم محمدی در یک تشکل مستقل، عمومی و قانونی کارگری صادر شده است. کمپین دفاع از شریفه محمدی، تشکل کارگری «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری» را قانونی توصیف کرده و تاکید کرده که در هر صورت، او ده سال پیش عضو این تشکل بوده است.

این حکم یکی از سنگین‌ترین و شدیدترین مجازات‌ها علیه یک زن مدافع حقوق بشر در ایران و حتی در منطقه است. محکومیت یک زن مدافع حقوق بشر صرفاً به خاطر دفاع مسالمت‌آمیز از حقوق کارگران، جامعه مدنی ایران و جامعه بین‌المللی حقوق بشر را شوکه کرده است. ما معتقدیم شریفه محمدی قربانی یک پرونده‌سازی امنیتی است و همه اتهامات وارد شده به او بی‌اساس است. پرونده او نمونه بارز تداوم سرکوب و خصومت دولت ایران با فعالان حقوق زنان و کنشگران مدنی است.

ما امضاکنندگان زیر، به مقامات ایرانی یادآوری می‌کنیم که فعالیت برای احقاق حقوق کارگران جرم نیست و از آن‌ها می‌خواهیم:

  • فوراً و بدون قید و شرط حکم اعدام شریفه محمدی را ملغی و سایر اتهامات علیه او را لغو کنند.
  • به آزار و اذیت سیستماتیک زنان مدافع حقوق بشر پایان داده و به اجتماعات مسالمت‌آمیز و حق سازماندهی برای حقوق زنان و کارگران در سازمان‌های جامعه مدنی احترام بگذارند.
  • به استفاده از مجازات اعدام که اغلب برای ایجاد رعب و وحشت در میان مخالفان حکومت و بدون رعایت تشریفات و سازوکارهای قانونی در دادگاه‌ها صادر می‌شود، پایان دهند.”

اسامی نهادهای امضا کننده این بیانیه:

  • Association for the Human Rights of the Azerbaijani People in Iran- AHRAZ/ Iran
  • Bihryiat / East Africa
  • Center for Egyptian Women’s Legal Assistance/ Egypt (مؤسسه قضایا المرأه المصریه)
  • Channel Foundation/ USA-Global
  • Collaborative for Peace/ Sudan
  • Daughter of the Nil Organization/ Egypt (مؤسسه بنت النیل)
  • Digital Democracy Now
  • Doria Feminist Fund/ Lebanon
  • Fe-Male Feminist Collective/ Lebanon
  • Femena/ SWANA Region
  • Frontline Defenders/ Global
  • HalTek / Lebanon
  • Harassmap/ MENA
  • Human Rights Activists in Iran (HRA)/ Iran
  • Initiative to Eliminate Statelessness/ Syria
  • Kurdistan Human Rights Association-Geneva (KMMK-G)/ Iran
  • Miaan Group
  • New Woman Foundation/ MENA
  • Noon Feminist Movement/ Sudan
  • Peace Track Initiative (PTI)/ Yemen & Canada
  • Women’s Social and Psychological – Counseling Center/ Palestine
  • Siamak Pourzand Foundation (SPF)/ Iran
  • Syrian Female Journalists Network/ Syria
  • Syrian feminist lobby/ Syria
  • Takatoat/ Jordan
  • Women for Women Human Rights/ Turkiye
  • Women Living Under Muslim Laws (WLUML)/ Global
  • World Organization Against
  • Torture (OMCT)/ Global
  • Youth and Justices Lab at Carleton University
  • KURDPA/ Iran
  • Sudanese Journalists Syndicate (نقابه الصحفیین السودانیین)

۱۴۰۳ تیر ۲۳, شنبه

قدیمی‌ترین زندانیان زن سیاسی در ایران چه کسانی هستند؟/ مرتضی هامونیان

 



قدیمی‌ترین زندانیان زن سیاسی در ایران چه کسانی هستند؟/ مرتضی هامونیان

ماهنامه خط صلح – تاریخ ایران پسا مشروطه مشحون از حضور زنان پر انگیزه و فعالی است که در امر سیاست و اجتماع در ایران جدید، مشارکت کرده و می‌کنند و پیشروان ترقی و حرکت‌های جدید در این سرزمین بوده و هستند. از همان صدر مشروطه که سازمان‌های زنان را در ایران شکل دادند و در امر مشروطه‌خواهی مشارکت کردند تا امروز، زنان همواره در صحنه‌ی مبارزات اجتماعی و سیاسی مشارکت داشته‌اند. همین مشارکت مستقل در صحنه نیز هیچ‌گاه مورد قبول حاکمان مستبد حاکم بر ایران نبوده ‌است و هر بار به روشی با آن‌ها برخورد شده ‌است. مستبدان مردسالار ایرانی همواره تلاش کرده‌اند تا زنان را از عرصه‌ی فعالیت حذف کنند و یا آن‌ها را عناصری منقاد و مورد نفوذ خود بشمارند که اگر حضور دارند، مطیع قدرت سیاسی و مبلغ و ستایش‌گر او باشند. اگر هم جز این باشد، سزای زن نافرمان داغ بود و زندان و برخورد امنیتی و بگیر و ببند. همین بوده و هست که عبارت زن زندانی سیاسی را در اذهان پدیدار کرده‌ است. زنانی که بر سنت استقلال و مبارزه‌ی خود برای حقوق انسانی همه‌ی ملت ایران پا فشرده‌اند و به بند حاکمان مستبد در ایران در آمده‌اند.

اگر به تاریخ مراجعه کنیم، نام‌های متعددی را به عنوان قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی زن در ایران ذکر کرده‌اند. اما شاید بتوان گفت که روایت در خصوص یکی از ایشان، «جمیله صدیقی کسمائی»، از همه قطعی‌تر باشد.(۱) جمیله صدیقی کسمائی اولین زنی بود که در سال ۱۳۲۲ به عضویت حزب توده ایران درآمد و در کمیته‌ی رشت این حزب، عضو شد. حزب توده ایران در سال ۱۳۲۰ تشکیل شد و اما به سبب آن‌چه مخالفت سلیمان میرزا اسکندری، نخستین دبیر اول حزب توده ایران، با عضویت زنان در حزب روایت شده، این عضویت تا ۱۳۲۲ و مرگ سلیمان میرزا به تعویق افتاد. اما جمیله صدیقی کسمائی سابقه‌ای قدیمی‌تر از این عضویت در حزب توده داشت و سابقه‌ی زندان سیاسی او به پنج سال پیش از شهریور ۱۳۲۰ و کناره‌گیری رضا شاه از سلطنت برمی‌گشت.(۲) صدیقی کسمائی به همراه شوکت روستا در ۱۳۱۵ به سبب برخی فعالیت‌های ترقی‌خواهانه‌ای که البته، رنگ و بوی چپ‌‌گرایانه داشت و مقبول دستگاه حاکم در آن روزگار نبود، به زندان افتاده بودند. حبسی که به روایتی چهار سال و به روایتی تا ۱۳۲۰ و خروج رضا شاه از ایران ادامه پیدا کرد. این دو زن هر دو عضو «جمعیت پیک سعادت نسوان» بودند که در ۱۳۰۰ در رشت توسط تعدادی از زنان روشنفکر این شهر با گرایش‌های چپ تشکیل شد. این دو نام، جمیله صدیقی کسمائی و شوکت روستا را می‌توان اولین زنان زندانی سیاسی در ایران دانست. تاریخ آغاز بازداشت و حبسشان، ۱۳۱۵ است. سالی که این نوشته شکل می‌گیرد، ۱۴۰۳. یعنی ۸۸ سال است که زنان به سبب فعالیت‌های سیاسی خود در ایران پسا مشروطه، توسط رژیم‌های استبدادی حاکم بر ایران مورد تعقیب و برخورد و بازداشت و حبس قرار می‌گیرند. از زمان پهلوی اول تا امروز، گویی سنت حضور زن زندانی سیاسی در بند ادامه پیدا کرده‌ است و زنان فعال سیاسی به خار چشم مستبدان حاکم بر ایران بدل شده‌اند.

این سنت سرکوب زنان فعال سیاسی در تاریخ ادامه پیدا کرد. از زنان ملی تا چپ و مذهبی و غیرمذهبی در زمان پهلوی دوم تا انقلاب بهمن ۵۷ و سرکوب زنان به بهانه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، این روند تاریخی زندانی شدن زنان به دلایل سیاسی در ایران ادامه دارد. امروز اما نام‌هایی با احکامی به عنوان قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی زن در ایران هستند و برخوردهایی توسط امنیتی‌های نظام با آنان می‌شود که گویی باز باید به همان جمله‌ی طلایی آیت‌الله منتظری خطاب به بنیان‌گذار نظام جمهوری اسلامی اشاره کرد. این‌که «اطلاعات شما روی ساواک شاه را سفید کرده است.» در این‌جا به جای اطلاعات می‌توانید نام تمامی نهادهای امنیتی در ایران پسا انقلاب را بگذارید که دست به سرکوب زنان فعال سیاسی می‌زنند.

اگر بخواهیم قدیمی‌ترین زن فعال سیاسی که امروز در بند است را نام ببریم، این نام کسی نیست جز زینب جلالیان. زندانی سیاسی کرد ایرانی که در سال ۱۳۸۶، هفده سال پیش از نوشتن این متن، بازداشت شد و در سال ۱۳۸۸ به اتهام «خروج غیرقانونی از کشور» به یک سال حبس تعزیری و به اتهام «محاربه به دلیل عضویت در گروه‌های مخالف نظام (پژاک)» به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور تأیید، اما سپس به حبس ابد تقلیل یافت. زندانی سیاسی زنی که در زمان بازداشت به شیوه‌هایی چون شلاق زدن به کف پا، مشت به شکم، کوبیدن سر به دیوار و تهدید به تجاوز، مورد آزار و شکنجه قرار گرفت و حال ۱۷ سال است بدون مرخصی، هم‌چنان در بند است. او که بدون رعایت اصل تفکیک جرایم در کنار زندانیان عادی محبوس است، در سال‌های زندان به بیماری ناخنک چشم هم مبتلا شده که این بیماری موجب کاهش بینایی او شده‌ و با وجود داشتن مشکلات پزشکی متعدد دیگر از جمله بیماری‌های کلیوی و گوارشی، از رسیدگی مناسب پزشکی محروم مانده‌ است.(۳) اما او هم‌چنان با اراده به عمل سیاسی خود ادامه می‌دهد. در یکی از آخرین سخنانی که از او به بیرون از زندان رسید، در آستانه‌ی رای‌گیری انتخابات اسفند ۱۴۰۲ حاکمیت جمهوری اسلامی، در پیامی به مردم گفت: «من به خاطر شما پشت میله‌های زندان می‌مانم و شما هم به خاطر من فقط یک روز در خانه‌های خود بمانید و در این انتخابات فرمایشی شرکت نکنید.» (۴)

پس از زینب جلالیان، دومین زن قدیمی‌ زندانی سیاسی، مریم اکبری منفرد است. او در دی ماه ۱۳۸۸ پس از حوادث عاشورای ۸۸ بازداشت و در خردادماه سال بعد به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. او را متهم به محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران کردند. اما او خود این اتهام را وارد ندانست. مریم اکبری منفرد مادر سه دختر است که تا لحظه‌ی نوشتن این متن، بیش از چهارده سال است که از آن‌ها دور افتاده. او در تمام طول این سال‌ها لحظه‌ای هم مرخصی نداشت. مریم اکبری منفرد در اسفند ۱۳۹۹ از زندان اوین به زندان سمنان تبعید شد. این زندانی بدون رعایت اصل تفکیک جرایم و عدم وجود امکانات بهداشتی در بند عمومی این زندان به سر می‌برد. لازم به ذکر است که دو برادر مریم اکبری منفرد در سال‌های ۶۰ و ۶۳ به اتهام ارتباط و عضویت در سازمان مجاهدین خلق توسط دادگاه‌های انقلاب در ایران اعدام شدند. برادر کوچک و خواهرش نیز در تابستان سال ۶۷ و همزمان با موج اعدام زندانیان سیاسی اعدام شدند.(۵) سال‌ها زندان اما مریم اکبری منفرد را ساکت نکرده ‌است. او در سال ۱۳۹۵ در نامه‌ای سرگشاده، خانواده‌های قربانیان اعدام‌های دهه‌ی ۱۳۶۰ را فراخوانده تا علیه کسانی که بستگانشان را کشتند، دادخواهی کنند. خود او شکواییه‌ای را تسلیم دستگاه قضایی جمهوری اسلامی کرده و در آن خواهان «تحقیق پیرامون موضوع اعدام غیرقانونی خواهر و برادر خود» شده است.(۶) او هم‌چنین تلاش کرد و شکایتی را در کارگروه ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل ثبت کرد و از این نهاد خواست تا جمهوری اسلامی ایران را درباره‌ی پرونده و سرنوشت خواهر و برادرش مورد پرسش قرار دهند. یک زندانی سیاسی که هم به عمل سیاسی خود دست می‌زند و هم در نقش یک دادخواه، به دادخواهی عزیزان اعدام شده خود می‌پردازد، آن ‌هم پس از سال‌ها زندان و دوری از خانواده و فرزندان و فشارهای فراوان نظامی که می‌خواهد همه‌ی مخالفان خود را منقاد و مطیع خود سازد.

دستکم در بند زنان زندان اوین، ده‌ها زن زندانی سیاسی نگهداری می‌شوند که برخی از ایشان در سنین بالا هم هستند و چهره‌هایی چون نرگس محمدی، برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل هم در میان آن‌ها هستند. این زندانی بودن زن فعال سیاسی و عقیدتی، ۱۱۸ سال پس از انقلاب مشروطه‌ی ملت ایران روی داده؛ انقلابی که ایرانیان در آن تلاش کردند تا حکومت را به قانون و حاکمیت ملت بر سرنوشتش مشروط کنند و عدالت‌خانه بر پا سازند و دیگر کار به میل و اراده‌ی مستبدان صاحب قدرت نباشد. سال‌ها بعد هم ایرانیان انقلابی دیگر کردند و تلاش کردند تا دیگر زندانی سیاسی در زندان‌ها نباشد و آزادی و استقلال و حاکمیت ملت بر سرزمین‌شان مستقر باشد. اما در سال‌های سلطنت پهلوی اول و دوم و بعد پس از انقلاب، در دوران نظام جمهوری اسلامی، هزاران زن به دلیل اندیشه‌ی سیاسی و عقیده‌ی متفاوت به سال‌ها زندان محکوم شده و یا به چوبه‌های دار و تیرهای تیرباران سپرده شدند. گویی هنوز هم استبدادیان از صدای آزادی‌خواهانه‌ی زنان ایرانی در هراس‌اند. صدای آزادی‌خواهانه‌ی زنان ایرانی برایشان دو مصیبت دارد: یکی آزادی خواهی ایشان و دیگری زن بودن‌شان. اما این رود خروشان اراده‌ی زنان ایرانی است که سنگ این استبداد و تعصب را خواهد شکافت و روزی خواهد رسید که زنان دوشادوش مردان و برابر با آنان در تمام عرصه‌های سیاسی و زندگی، آزاد و رها خواهند بود. آن روز خواهد آمد. حتی اگر در کاسه‌ی چشم چون منی گیاه روییده باشد.

پانوشت‌ها:
۱- نخستین زن زندانی سیاسی در ایران، که بود؟، ابراهیم مروجی، عصر نو، ۶ فروردین ماه ۱۳۹۳.
۲- بررسی عملکرد تشکیلات زنان حزب توده؛ بین سال‌های ۱۳۲۲ تا ۱۳۶۱، سمانه بایرامی، فصلنامه‌ی مطالعات تاریخی، سال نوزدهم، شماره‌ی ۷۳، تابستان ۱۴۰۰.
۳- عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت زینب جلالیان در زندان یزد، خبرگزاری هرانا، ۱۹ بهمن ماه ۱۴۰۲.
۴- زینب جلالیان، زندانی سیاسی: یک روز در خانه‌ بمانید و در انتخابات فرمایشی شرکت نکنید، صدای آمریکا، ۱۰ اسفندماه ۱۴۰۲.
۵- گزارشی از آخرین وضعیت مریم اکبری منفرد در زندان سمنان، خبرگزاری هرانا، ۲۳ تیرماه ۱۴۰۲.
۶- دادخواهی از زندان: نامه‌ی سرگشاده و شکواییه‌ی مریم اکبری منفرد، رادیو زمانه، ۲۷ مهرماه ۱۳۹۵.

فلسفه زندگی یا philosophy of lifeما انسان ها چیست؟

  فلسفه زندگی یا  philosophy of lifeما انسان ها چیست؟ این سوال بسیاری از افراد بوده، هست و خواهد بود. چرا زندگی می کنیم یا هدف از زندگی چیست...