Translate

‏نمایش پست‌ها با برچسب گزارش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گزارش. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۳ خرداد ۱۲, شنبه

حجاب، امری حقوقی یا نقطه‌ی تقابل جامعه و حکومت؟/ علیرضا گودرزی

 


حجاب، امری حقوقی یا نقطه‌ی تقابل جامعه و حکومت؟/ علیرضا گودرزی

ماهنامه خط صلح – در یک تقسیم‌بندی می‌توان حقوق را به حقوق موجود و حقوق مطلوب دسته‌بندی کرد. آن‌چه بعداً می‌آید و با روزگار خود سازگار است، حقوق مطلوب است و حقوق موجود ممکن است ضرورتاً با اوضاع و احوال کنونی سازگار نباشد. با این حال، آن‌چه در جامعه در قالب هنجار حقوقی نمود می‌یابد و در محاکم به آن استناد می‌شود، حقوق موجود است. می‌توانیم با سهم‌الارثی که بر اساس قانون مدنی برای زنان مفروض شده مخالف باشیم. اما نمی‌توانیم انکار کنیم آن‌چه امروز بر اساس آن ارث تقسیم می‌شود، همان است. این مقدمه را آوردم که بیان کنم فارغ از نظر شخصی من، قواعدی وجود دارد که در حال حاضر، در اردیبهشت ۱۴۰۳ در ایران لازم‌الاجرا است و ممکن است من یا بسیاری دیگر با کل یا جزئی از آن مخالف باشیم. در نهایت، نتیجه‌ای که می‌خواهم بگیرم این است که حتی حقوق موجود، یعنی قوانین اساسی و عادی لازم‌الاجرا در اردیبهشت ۱۴۰۳ در مورد حجاب رعایت نمی‌شود و این نقض مکرر و عامدانه‌ی قانون، موضوع حجاب را از موضوعی حقوقی خارج کرده و به بعد سیاسی آن افزوده است.

برابر اصل سی و دوم قانون اساسی، «هیچ‏ کس را نمی‌توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می‏کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده‌ی مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل، طبق قانون مجازات می‏شود».

حال قانون در خصوص حجاب چه حکمی دارد؟

پیشتر در شماره‌ی ۱۴۸ خط صلح مطلبی مرقوم کرده بودم که قانون کنونی را قانونی مهمل معرفی می‌کرد. با این حال، فرض کنیم حجاب موضوع تبصره‌ی ماده‌ی ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی لازم‌الاجرا است و باید از آن متابعت کرد. مجازات این تبصره برای بی‌حجابی ده روز تا دو ماه حبس یا دو میلیون تا ده میلیون ریال جزای نقدی است که بر اساس ماده‌ی ۱۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، جرم درجه ۸ محسوب می‌شود. درجه ۸ هم پایین‌ترین نوع جرایم را شامل می‌شود.

ضابط قضایی می‌تواند در صورت وقوع جرم مشهود، متهم را دستگیر کند. کسانی که این روزها بدون داشتن یونیفرم پلیس و خارج از چارچوب قانونی افراد را دستگیر می‌کنند، آیا ضابط قضایی هستند؟ بر چه اساس؟ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ ضابطان را تعریف کرده (ماده‌ی ۲۹) و ارجاع امور مربوط به ضابط به غیرضابط را موجب محکومیت انتظامی مقام قضایی صادرکننده دستور دانسته است (تبصره‌ی ماده‌ی ۳۲). چه کسی ماموریت داده تا کسانی غیرضابط مأموریت دستگیری بی‌حجابان را به دست آورند؟ هم‌چنین، چرا برای انتقال آن‌ها از وسایل نقلیه‌ی متفرقه مانند ون‌های امدادی یا بدون نشان استفاده می‌شود؟

گذشته از آن، برابر ماده‌ی ۴۶ قانون آیین دادرسی کیفری ضابط باید مراتب را فوراً به دادستان اطلاع دهند. شنیده‌ها حاکی است که متهمان به اماکن غیرقضایی منتقل شده و پس از اخذ تعهدنامه آزاد می‌شوند. تعهدنامه چیست و چرا باید ضابط قضایی در اداره‌ی پلیس آن را اخذ کند؟ ماده‌ی ۴۱ قانون اخیرالذکر اخذ هرگونه تأمین از متهم توسط ضابط را ممنوع کرده است.

نگارنده‌ی این سطور حدود دو سال پیش، زمانی که خودش و فرزندش در حال بازگشت از مهدکودک بودند، پیامکی مبنی بر توقیف خودرو دریافت کرد. بعد از مراجعه به ساختمان معروف وزرا، صراحتاً به من اعلام شد که هیج راهی برای ثبت شکایت بابت اشتباه کسی که من را در خیابان بی‌حجاب اعلام کرده وجود ندارد و باید در جلسه‌ی آموزشی شرکت کنم! طبیعی بود که در پاسخ به استناد به قانون آیین دادرسی کیفری خنده‌ی ضابطان محترم به هوا خاست. جلسه‌ی آموزشی عبارت بود از جمع‌کردن من و بیست-سی نفر دیگر در سالنی جنب ساختمان وزرا، یادداشت‌کردن اسامی و برداشتن چند عکس، چیزی حدود ربع ساعت.

بگذریم؛ اگر من و هزاران نفر دیگری که طی سال‌ها فعالیت طرح نور، گشت ارشاد و سایر ابتکارات به ‌سبب متهم/مجرم‌بودن دستگیر شدیم، چرا به مقام قضایی معرفی نشدیم؟ مگر متهم و از حقوق متهم برخوردار نبودیم؟ اگر متهم نبودیم، چرا توقیف یا احیاناً دستگیر شدیم؟ غیر از ضابط قضایی که بر اساس سلیقه‌ی شخصی خود می‌تواند اقدام کند، چه مقام قضایی آشنا با قانونی بر اجرای این قانون مهمل، که جرمی معرفی می‌کند که از درجه ۸، یعنی پایین‌ترین سطح جرم و مجازات است فراتر نمی‌رود، قضاوت می‌کند؟ این یعنی تشخیص و قضاوت را به ضابط سپرده‌ایم و چون ضابط کم داریم، دست‌به‌دامان گروهی آدم‌های معمولی می‌شویم؟

چیزی که بر من در این سال‌ها روشن شده، این است که حجاب را مطلقاً جرم و موجب مجازات بر اساس قانون نمی‌دانند. یکی از مهم‌ترین دفاعیات مدافعان حجاب اجباری این است که قانون است و لازم‌الاجرا؛ حال، دیگر قوانینی که حقوق متهم را گوشزد می‌کند بلااجرا می‌ماند. در پرتو فقدان حاکمیت قانون در کشور، پیشنهاد من این است که اساساً موضوع حجاب را از درونمایه‌ی حقوقی خالی بدانیم و آن را نه در چارچوب حقوق، بلکه در بافت کلی زورآزمایی جامعه و حکومت بدانیم: حکومتی که اصولی از قانون اساسی را تعطیل کرده و بسیاری از قوانین عادی را اجرا نمی‌کند و بخش مهمی از تلاش خود را مصروف مقابله با جرمی درجه هشتی می‌کند و جامعه‌ای که نافرمانی مدنی را در قالب نقطه ضعف حکومت، یعنی حجاب به پیش می‌برد.

در هفته ای که گذشت؛ نگاهی به گزارشات محیط زیستی در ایران

 


در هفته ای که گذشت؛ نگاهی به گزارشات محیط زیستی در ایران

خبرگزاری هرانا – حق بر محیط زیست و مبانی فلسفی آن، از قواعد حقوق بشر و حقوق طبیعی نشأت گرفته شده است. ابتدایی ترین حق طبیعی انسان در این کره خاکی، «حق حیات» است. اما طی دهه های اخیر به دلیل استفاده بی رویه از منابع طبیعی، عدم نظارت و توجه به مباحث زیست محیطی و الگوهای صحیح، محیط زیست طبیعی به شدت دچار صدماتی شده است. گزارش پیش رو حاصل ثبت چهل و چهار واقعه محیط زیستی ایران است که در هفته اخیر منتشر و به هدف آگاه سازی گردآوری شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در هفته‌ ای که گذشت دستکم چهل و سه شکارچی غیرمجاز و قاچاقچی چوب بازداشت و به مراجع قضائی معرفی شدند. از سوی دیگر شاخص کیفی هوا در هشت شهر ناسالم و خطرناک اعلام شد. از دیگر اخبار مرتبط با محیط زیست میتوان به آتش سوزی منابع طبیعی کشور، بحران فرونشست، پسماند و آلاینده های محیط زیستی اشاره کرد؛ در گزارش پیش رو به برخی از آنها پرداخته شده است.

آسیب رسانی به جنبه های مختلف محیط زیست در ایران کماکان ادامه دارد. از طرفی شهروندانی وجود دارند که به دلیل عدم آموزش یا نیازهای مالی دست به تخریب و آسیب رسانی به محیط زیست می زنند و از سوی دیگر نهادهای متولی در تلاش هستند تا از حجم این آسیب ها بکاهند، هر چند این تلاش ها قابل تقدیر است اما به نظر نمی آید میزان آن با شرایط محیط زیستی ایران تطبیق داشته باشد.

بازداشت و محکومیت متخلفان محیط زیستی

یکی از موضوعات مورد بحث محیط زیست مسئله حمایت از منابع طبیعی بوده و از سوی دیگر، حفاظت از جنگل‌ها، حیات وحش و جلوگیری از قاچاق چوب، شکار و صید بی رویه به عنوان بخشی از مقوله حفاظت از منابع طبیعی، و در نهایت حفظ محیط زیست تلقی می‌شود. بسیاری از حیوانات، به دلیل شکار غیرقانونی در معرض خطر قرار دارند.

طی یک هفته اخیر با تلاش محیط بانان و جنگل بانان، بیش از هشت تن چوب قاچاق در شهرهای ایزدشهر، مهاباد و شهرستان آوج ضبط و در این راستا سه متهم بازداشت شدند. همچنین طی این مدت دستکم چهل شکارچی غیرمجاز در شهرهای سمنان، یاسوج، هرسین، گناباد، خرم آباد، اردبیل، اردستان، چابهار، آمل، قائمشهر، کیاسر و سردشت بازداشت و به مراجع قضایی معرفی شدند.

حق تنفس و هوای پاک

براساس گزارش‌ها، سالانه تعداد پرشماری از شهروندان بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست می‌دهند. این مشکل علتی جز سو مدیریت و عدم توجه به کنوانسیون‌ها و قراردادهای بین‌المللی در این زمینه ندارد.

طی هفته ای که گذشت شاخص کیفی هوا در شهرهای زنجان ۱۰۷، ماهشهر ۱۵۷، هندیجان ۱۵۳، تهران ۱۱۱، شوشتر ۱۵۲، اهواز ۱۵۷، خرمشهر ۱۱۰ و شادگان ۱۱۳، ناسالم برای گروه های حساس، ناسالم برای عموم و خطرناک اعلام شد.

شاخص کیفی هوا از صفر تا ۵۰ هوای پاک، ۵۱ تا ۱۰۰ هوای سالم، ۱۰۱ تا ۱۵۰ ناسالم برای گروه‌های حساس، ۱۵۱ تا ۲۰۰ ناسالم برای عموم، ۲۰۱ تا ۳۰۰ بسیار ناسالم و ۳۰۱ تا ۵۰۰ خطرناک است.

شاخص کیفی هوا (Air Quality Index) معیاری است که غلظت ترکیبات مختلف آلاینده موجود در هوا نظیر مونوکسید کربن، دی اکسید گوگرد، ترکیبات نیتروژن دار، اوزون و ذرات معلق (ذرات کوچک‌تر از ۱۰ میکرومتر و ذرات کوچک‌تر از ۲.۵ میکرومتر) را که دارای حدود مجاز متفاوت با واحدهای مختلف است به یک عدد بدون واحد تبدیل می‌کند و وضعیت آلودگی هوا را نمایش می‌دهد.

آتش سوزی

به طور کلی جنگل‌ها در نتیجه عمل کربن گیری مرتباً گاز کربنیک هوا را که در اثر تنفس موجودات زنده و فعل و انفعالات شیمیایی و آلودگی های محیط زیست وارد هوا می‌شود جذب کرده و گاز اکسیژن را پس می‌دهد. از این رو باید مورد توجه ویژه ای قرار گیرند.

در هفته ای که گذشت، بیش از ۲۵۵ هکتار از منابع طبیعی استان های ایلام، خوزستان، کرمانشاه، لرستان و کهگیلویه و بویراحمد دچار حریق شده و از بین رفتند.

رییس سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری شوش گفت:هشت کیلومتر از درختان حاشیه جاده شوش به اهواز از محدوده روستای حمزه تا سه راهی هفت تپه دچار آتش سوزی گسترده شده بود، پس از سه ساعت تلاش آتش نشانان مهار شد.

فرمانده انتظامی سرپل ‌ذهاب در خصوص آتش‌سوزی در یکی از باغات این شهرستان، اظهار کرد: پس حضور مأموران و انجام تحقیقات ابتدایی مشخص شد یک ‌هزار و ۲۰۰ اصله درخت زیتون متعلق به یکی از باغداران سرپل ذهاب به علت نامعلومی دچار آتش‌سوزی شده است.

از سوی دیگر فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه وبویراحمد اعلام کرد: آتش سوزی های ابتدای بهار امسال تاکنون به ۹۰ هکتار از عرصه های طبیعی استان خسارت زده است.

همچنین در هفته جاری، آتش سوزی گسترده ‌ای در مناطق مختلفی از مراتع بین روستاهای «تفین، پایگلان و گواز» بخش مرکزی شهرستان سروآباد – کامیاران رخ داد و بسیاری از درختان و مراتع در اثر این آتش‌سوزی، در آتش سوختند.

افزون بر این، مدیر کل حفاظت محیط زیست خوزستان با اشاره به میزان آتش‌سوزی‌ در فصل بهار گفت: آمار آتش‌سوزی‌های مناطق تحت مدیریت استان از ابتدای سال تاکنون شامل ۱۶ مورد به مساحت ۲۸۸.۱۳ هکتار است.

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان ایلام گفت: ۴۵۰ هزار هکتار از سطح مراتع و جنگل های این استان در معرض آتش‌سوزی قرار دارد.

دادستان شهرستان ایذه با اشاره به آتش سوی مزارع این شهرستان که از تاریخ سوم خرداد شروع و منجر به سوخته شدن حدود ۱۶۰ هکتار گندم برداشت نشده شد، از احتمال عمدی بودن این حادثه خبر داد و افزود: متهمین با قرار متناسب در زندان هستند و تحقیقات جهت شناسایی سایر عوامل دخیل در موضوع ادامه دارد.

فقدان مدیریت بارش های حداقلی؛ خشکسالی و از بین رفتن منابع آبی

خشک‌سالی می‌تواند باعث عدم توازن در میزان آب و در نتیجه آن کمبود آب، نابودی گیاهان، کاهش عمق آب‌های سطحی و خاک مرطوب شود. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که تبخیر سطحی و تبخیر آب از گیاهان از حد معمول در مدت معین بیشتر شود. عدم مدیریت صحیح منابع آبی در کشور، اثرات جبران ناپذیر این مهم را عمیقتر میکند.

معاون توسعه و پیش‌بینی هواشناسی چهارمحال و بختیاری گفت: میزان بارش‌های استان در سال آبی جاری (یکم مهر سال ۱۴۰۲ تا ۱۰ خرداد ۱۴۰۳) در مقایسه با میانگین بلندمدت به میزان ۱۰۲ میلیمتر معادل ۱۶ درصد کاهش دارد که بنابر گزارش مرکز ملی خشکسالی، بیشترین میزان کاهش بارش‌ها در کشور بوده است. این استان با بیشترین میزان کاهش بارش‌ها در صدر خشک ‌ترین و کم ‌بارش‌ترین استان‌های کشور قرار گرفت.

مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌های سازمان حفاظت محیط زیست با تذکر این نکته که کشاورزی بزرگترین مصرف‌کننده آب در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه است، گفت: علیرغم آبگیری مناسب دریاچه ارومیه، شرایط این دریاچه همچنان شکننده و ناپایدار است.

از سوی دیگر، مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران از هدر رفت ۴۰ درصد آب در این استان خبر داد.

فیروز قاسم‌ زاده، سخنگوی صنعت آب کشور در این خصوص میگوید: تا ۱۶ اردیبهشت، «درصد پرشدگی سد‌های تأمین‌کننده آب شرب پایتخت ۲۶ درصد بوده» و با کاهش ۵ درصدی نسبت به سال آبی گذشته روبرو هستیم.

افزون بر این، مدیرکل هواشناسی گیلان گفت: از ابتدای سال زراعی جاری (مهر سال گذشته تاکنون) ۶۵۷ میلیمتر بارندگی در استان داشته‌ایم که این میزان نسبت به دوره بلندمدت (۳۰ ساله) ۱۵ درصد کاهش دارد.

بحران فرونشست زمین در ایران

یکی از مسائلی که در اثر برداشت بی‌رویهٔ آب زیرزمینی رخ می‌دهد، فرونشست زمین است. امری که به گفته برخی از کارشناسان، عدم مدیریت آب های سطحی موجود توسط مسئولان متولی و نهایتا اقدام به برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی، رشد به سزایی به آن می بخشد. نشست زمین باعث ایجاد شکاف‌های عمیق در سطح زمین، کج شدن لوله‌های چاه، خرابی ساختمان‌ها و نهایتا ایجاد تلفات جبران ناپذیر برای انسان ها و دیگر موجودات زنده می شود.

محمد درویش، کارشناس حوزه آب و محیط زیست اظهار داشت: ایرانیان ۱۵۰ میلیارد متر مکعب بیشتر از آنچه در طول ۳ دهه اخیر وارد آبخوان‌ها شده، برداشت کرده اند و این باعث فرونشست زمین در محدوده‌ای به مساحت ۵۷ هزار کیلومتر مربع با میزان به طور متوسط یک سانتی‌متر در سال شده است.

همچنین مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان اعلام کرد: در ادامه فروریزش‌های سریالی در خیابان‌های اصفهان این بار خیابان شهید صادقیان در منطقه ملک‌شهر دچار فروریزش شداین حفره بر اثر گرفتگی خط لولهٔ ۲۵۰ میلیمتری انتقال آب ایجاد شده که مأموران آبفا نسبت به اصلاح آن اقدام کردند.‌ از ابتدای امسال تاکنون ۹ مورد شکستگی لوله‌های آب و فاضلاب در اصفهان رخ داده است.

از سوی دیگر، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس از فرونشست در مجموعه تاریخی نقش رستم خبر داد.

ثابت اقلیدی ادامه داد: بررسی‌ها حکایت از این دارد که در این دو محل یکسری رشته قنات وجود دارند که از قبل بر روی این‌ها پوشیده شده است و بارش‌های شدید موجب تخریب چاه‌ها و مسیل‌های قنات می‌شود و فروشست‌ها را ایجاد می‌کند.

بحران پسماند و آلاینده های محیط زیستی

مدیر کل ایمنی و حفاظت دریایی سازمان بنادر و دریانوردی عمده آلودگی در اروند رود را ناشی از پساب های پالایشگاهی اعلام کرد و گفت: سرازیر شدن آلودگی نفتی به اروند رود باید متوقف شود.

افزون بر این، معاون پایش اداره کل محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد گفت: فاضلاب بیمارستان “امام سجاد” به فاضلاب شهری وصل نیست اما پس از تصفیه آن در خود بیمارستان، پساب فاضلاب در پایین دست بیمارستان، وارد سه حلقه چاه جذب کننده در بالا دست رودخانه “بِشار” می شود.

رحمت الله جهانشاهی در ادامه افزود: هم اکنون این چاه های فاضلاب بیمارستان بدلیل فرسودگی، تخریب و سرریز شدن روان آبی را تشکیل دادند که در بالادست رودخانه تجمیع می شود و در نهایت به پارک ساحلی و رودخانه بشار وارد می شوند.

۱۴۰۳ خرداد ۶, یکشنبه

طرح نور چیست و چرا فراجا مسئول اجرای آن شده است؟/ صغری رحیمی

 


طرح نور چیست و چرا فراجا مسئول اجرای آن شده است؟/ صغری رحیمی

ماهنامه خط صلح – طرح کوری موسوم به «طرح نور» به معنی اصلاح وضعیت حجاب زنان توسط فراجا از ۲۵ فروردین ماه سال جاری آغاز شده است؛ طرحی که دست پلیس و نیروهای وابسته را روی زنان باز گذاشته و خشونت‌های خیابانی، تعرض به حریم خصوصی و امنیت زنان و زیر پاگذاشتن کرامت آن‌ها در خیابان‌ها و اماکن عمومی را به اوج خود رسانده است.

سیدعلی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در فروردین ماه ۱۴۰۲ ابتدا بی‌حجابی را حرام شرعی و سیاسی اعلام کرد و سپس در سخنرانی عید فطر به آمران به معروف اجازه داد تا با آن‌چه هنجارشکنی شرعی و بی‌حجابی می‌داند، برخورد کنند. تنها چند روز پس از آن بود که فرماندهی نیروی انتظامی اعلام کرد که طرح مقابله با بی‌حجابی از ۲۵ فروردین ماه در قالب طرح نور اجرا خواهد شد. گویی حاکمیت به این نتیجه رسیده است که آب‌ها از آسیاب افتاده، بنابراین باید لشگرکشی خیابانی علیه زنان بار دیگر از سرگرفته شود.  مأموران انتظامی و حجاب‌بان‌ها با ون‌های سفید در اماکن  و معابر عمومی مستقر شده‌اند. شبکه‌های اجتماعی پر شده از تصاویر و صدای آزار و اذیت زنان توسط پلیس که بدن‌های آزرده و چهره‌های درهم آشفته‌شان به سوی ون‌های پلیس کشیده می‌شود. پلیس می‌گوید که این طرح هوشمند نیز خواهد شد، به این معنی که سامانه‌ی هوشمند فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا) هویت افراد را با استفاده از بانک‌های اطلاعاتی شناسایی و احراز می‌کند؛ همانند آن‌چه درباره‌ی سرنشین خودروها صورت می‌گیرد.

هدف در واقع این است که با در پیش گرفتن یک طرح ضربتی خیابان‌ها مهار شوند. بر همین اساس از فروردین سال گذشته تلاش بر این است تا فرماندهی نیروی انتظامی به مسئله‌ی حجاب ورود کند و توجیهات قانونی نیز برای آن فراهم شود. پس از دست به دست شدن لایحه حجاب و عفاف در مجلس و شورای نگهبان و زمان بردن تصویب آن، برخی گروه‌های تندرو ادعا می‌کنند که قانون موجود خود تکلیف را مشخص کرده و لازم نیست که منتظر لایحه عفاف و حجاب و مصلحت‌اندیشی بود. به علاوه این‌که شماری از آن‌ها نیز با مفاد این لایحه مشکل اساسی دارند و گمان می‌کنند این لایحه کافی و جامع نیست بلکه به معنی پول گرفتن و مجوز دادن به بی‌حجابی زنان است و بازدارندگی کافی را ندارد. گروه‌های تندرو بر این باورند که در روند کنونی و باتوجه به این‌که تمام پرونده‌ها به قوه‌ی قضاییه فرستاده می‌شود، حجم این پرونده‌ها زیاد است که در موارد بسیاری منع تعقیب و رسیدگی می‌خورند یا در روند رسیدگی به یک پرونده تأخیر بسیار زیادی وجود دارد. در واقع معتقدند چون پرداختن به تمامی این پرونده‌ها از قدرت قوه‌ی قضاییه برای رسیدگی خارج است، در نتیجه هدف مطلوب و مورد خواست را برآورده نمی‌کند و امروز نمی‌توان دیگر خیابان‌ها را مهار کرد. در این طرح جدید اصرار بر این است که بی‌حجابی زنان تخلف فرض شود تا در مراحل اولیه فراجا به عنوان متخلف با افراد برخورد کند و در صورت تکرار در مراحل بعدی پرونده به قوه‌ی قضاییه ارسال شود. طبق این طرح تلاش شده تا اختیارات لازم و قانونی به فرماندهی نیروی انتظامی داده شود تا در مراحل اولیه بدون ارجاع پرونده به قوه‌ی قضاییه، اعمال قانون شود. تندروها از ورود پلیس و برخورد قضایی با این مسئله خرسندند و مدعی‌اند که قوه‌ی قضاییه هم باید مانند جرایم دیگر در این مورد هم همراه پلیس باشد تا چرخه‌ی برخورد با هنجارشکنان در حوزه‌ی عفاف و حجاب ناقص نماند.

مخلص این داستان طولانی به معنی بازگشت قانونی دوباره‎ی گشت ارشاد با اقدامی ضربتی در یک پروژه‌ی تعریف‌شده برای کنترل خیابان‌ها است؛ همان پروژه‌هایی که احمدرضا رادان، فرماندهی انتظامی تهران، در سابقه‌ی خود از سال ۱۳۸۶ دارد و امروز نیز بار دیگر در این طرح روی او حساب باز شده و از دو هفته پیش وی به فضای رسانه‌ای کشور بازگشته و در اجتماع مردم قم در مواجهه با شعارهایی در حمایت از نیروی انتظامی برای اجرای طرح حجاب و عفاف اشک می‌ریزد.

سوابق این طرح‌ها این‌گونه است که ون‌های گشت‌های ارشاد و مأموران انتظامی و حجاب‌بانان زن در خیابان‌ها و اماکن عمومی به صورت گسترده مستقر می‌شوند و به افرادی که از نظر آن‌ها حجاب ندارند یا بدحجاب هستند، «تذکر» می‌دهند. اما مرور گذشته نشان می‌دهد که این طرح‌ها در هر زمانی که اجرایی شده بر اضطراب‌ها و تنش‌ها در خیابان‌ها دامن زده و خشم و عصبانیت مردم را برانگیخته است. آخرین مورد آن نیز که اوضاع را از کنترلشان خارج کرد، مشخصاً مرتبط با کشته شدن مهسا امینی و شکل‌گیری اعتراضات گسترده در سراسر ایران بود. اگر خیلی به گذشته و آغاز این طرح‌ها نیز نقب بزنیم به جنبش‌هایی همانند سال ۱۳۸۸ و زمینه‌های فراهم شدن خشم و نارضایتی و اعتراض و مطالبات مردم و سوابق کاری مسئولان نیروی انتظامی وقت همانند رادان می‌رسیم.

دست‌اندرکاران این طرح به دو گزاره‌ی غلط فکر کرده‌اند. اول این‌که گمان می‌برند که زنان بی‌حجاب شمار اندکی هستند که مغرضانه و تحریک شده در خیابان‌ها این‌گونه تردد می‌کنند. دوم این‌که با ورود مستقیم و تذکر لسانی و قلع و قمع معابر و خیابان‌ها و دخالت رعب‌آور پلیس و ایجاد ترس و اضطراب، قضیه‌ی بی‌حجابی تدبیر خواهد شد. اما سوابق این طرح‌ها نشان می‌دهد که اجرایشان در حد تذکر باقی نمانده و کشته شدن مهسا امینی یا تصاویر  برخورد خشونت‌آمیز پلیس با زنان و ضرب و شتم و کشیدن آن‌ها روی آسفالت خیابان و انداختنشان در ون‌های فراجا در هفته‌های گذشته، نتایج این طرح‌های کور و سرکوب‌گرانه است.

طرح نور واکنش‌هایی گسترده را در پی داشته است. در این رابطه به خصوص حقوقدانان معتقدند که ورود به مسئله‌ی حجاب وظیفه‌ی فراجا نیست. آن‌چه در موافقت با ورود پلیس به این موضوع بدان استناد می‌شود تبصره‌ی ذیل ماده‌ی ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی است که در آن آمده که بی‌حجابی و برداشتن روسری جرم است و مجازات آن از ۱۰ روز الی دو ماه زندان و مجازات نقدی خواهد بود. رویکرد متخصصین در قانون این است که تصمیم‌گیری و اجرای طرح‌هایی مانند این طرح از حیطه‌ی صلاحیت پلیس خارج است و پلیس حتی اجازه‌ی تذکر لسانی هم ندارد.  پلیس انتظامی حافظ جان، مال و ناموس افراد جامعه است و نمی‌تواند غیرقانونی به حریم خصوصی افراد تعرض کند. (۱)

محسن برهانی، حقوقدان و عضو‌ هیأت علمی دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران با مجرمانه دانستن اقدام پلیس، می‌گوید که پلیس نه حق انتقال شخص به بازداشتگاه و مقر و پاسگاه و قرارگاه را دارد و نه تعهد گرفتن از افراد. پلیس صرفاً می‌تواند مستقیم شخص دستگیرشده را به دادگاه (و نه دادسرا) ببرد تا قاضی اقدام به اخذ تأمین کند. وی ادامه می‌دهد که ظاهراً برخی از تصمیم‌گیران به این نکته رسیده‌اند که چنین اقدامی غیرقانونی است، فلذا پیشنهاد شده که یک قاضی بیاید و در مقرّ حاضر و همان‌جا اقدام به تفهیم اتهام و اخذ تأمین نماید. این حقوقدان چنین پیشنهادی را به ابتذال کشاندن دستگاه قضا و قضات دانست که شأن قاضی این است که در محکمه بایستی حاضر بوده و ضابط و طرفین دعوی خدمت قاضی برسند نه این‌که با نگاه ابزاری به قاضی محکمه، وی را در پاسگاه مستقر نمایند. (۲)

در عین حال فراجا مدعی است که این اقدام پلیس در راستای مطالبات و خواست مردمی مبنی بر مقابله با بی‌حجابی است. اما باید پرسید مگر همه‌پرسی صورت گرفته است که در آن نظر مردم خواسته شود؟ بنابراین استناد به خواست مردم کاملاً غلط و غیرقانونی است. از سوی دیگر رهبر جمهوری اسلامی در این موارد معتقد است که مسائل گوناگون قابل رفراندوم نیست و مخالف مراجعه به آرای مردمی است و نوشتن این قضیه به نام مردم آدرس غلط دادن است چرا که در این مسئله خواست مردم همیشه با سرکوب و خشونت پاسخ داده شده است.

حجاب اجباری در چهار دهه‌ی گذشته همیشه خواست یک‌طرفه‌ی جمهوری اسلامی بوده و ساحت حریم خصوصی زنان را عرصه‌ی تاخت و تاز به اصطلاح گروه‌های تندرو و آتش به اختیارها و آمران به معروف کرده‌اند که هیچ‌گاه منتظر قانون نبوده‌اند و فتوای رهبری نظام برای آن‌ها حجت بوده است. در دو سال گذشته نیز با اوج گرفتن اعتراض‌ها به حجاب اجباری، سرکوب زنان و خشونت‌ها علیه‌شان در خیابان‌ها، این رهبری نظام بوده که در ماه فروردین دستور کار را مشخص نموده که با بی‌حجابی مقابله و برخورد شود. پس از آن بوده که نیروهای پلیس وارد عمل شده‌اند.

مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی، در این رابطه در یادداشتی در روز ۱۳ اردیبهشت از زندان اوین ضمن انتقاد شدید از بازگشت گشت‌های «غیرقانونی» ارشاد در قالب «طرح نور»، تأکید کرد که «کسی آدرس غلط ندهد و اذهان را منحرف نکند» که این اقدام «به دستور شخص خامنه‌ای و یا با تأیید و مجوز او انجام گرفته است». «جز رهبر جمهوری اسلامی، هیچ مقام دیگری نمی‌تواند برای پلیس تکلیف تعیین کند.»

وی درباره‌ی چرایی اجرای این طرح توسط رهبری نظام و دستگاه سرکوب در شرایط کنونی و هدف آن نوشت: «حاکمیت برنامه‌ی روشنی برای حل مشکلات تلنبار شده و مهار گرانی و تورم کمرشکن ندارد و قادر به ترسیم چشم‌اندازی مثبت در افق ایران نیست. بنابراین به بهانه‌ی «مقابله با بی‌حجابی»، می‌کوشد فضا را پلیسی و‌ امنیتی کند تا شهروندان نتوانند نطق بکشند و اعتراض کنند و ‌ادامه‌ی حکومت اقلیت بر ملت ممکن شود. گویا به این جمع‌بندی رسیده‌اند حال که اکثریت ایرانیان دوستشان ندارند، لازم است از ایشان بترسند و ساکت بمانند.»

این همه در حالیست که حکومت جمهوری اسلامی باید در نظر بگیرد که سرکوب زنان و خشونت علیه آن‌ها همانند ادوار گذشته نیست و برای این حکومت هزینه‌ای گران را در بر خواهد داشت. جمهوری اسلامی نمی‌تواند به راحتی طرح‌هایی را در قالب طرح حجاب و عفاف بدون پشتوانه‌ی قانونی و پرسش از مردم –به خصوص نسل جوان که خواستار آزادی و تصمیم‌گیری در سبک زندگی خود هستند—، با فشار، اجبار، سرکوب و هتک حرمت و کتک‌زدن زنان و برهنه کردن آن‌ها اجرایی کند. هر یک از این طرح‌ها شکاف مردم و این رژیم را بیش‌تر و بیش‌تر می‌کند و مانند یک بمب ساعتی عمل می‌کند. سردار رادان همیشه نمی‌تواند به پرونده‌ی درخشان خود در این زمینه افتخار کند؛ البته اگر اعتراضات سراسری مانند شهریور ۱۴۰۱ تا حوادث سال ۱۳۸۸ و مطالبات مردم را از یاد نبرده باشد.

پانوشت‌ها:

۱- جعفرپور، محمدهادی، مبنای قانونی اقدامات پلیس در برخورد با مسئله‌ی حجاب در قالب طرح نور چیست؟، خبر آنلاین، ۳۰ فروردین ماه ۱۴۰۳.

۲- برهانی، محسن، «طرح نور» یا «طرح زور» یا «طرحی کور»؟، پایگاه خبری و تحلیلی بهار، ۳۰ فروردین ماه ۱۴۰۳.

۳- مصطفی تاجزاده: آدرس غلط ندهید، طرح نور با دستور خامنه‌ای یا مجوز او اجرا شده است، ایران اینترنشنال، ۱۳ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳.

علیرضا زاکانی در نقش «برادر بزرگ»/ پویان خوشحال

 



علیرضا زاکانی در نقش «برادر بزرگ»/ پویان خوشحال

ماهنامه خط صلح – با در نظر گرفتن این حقیقت که نظام جمهوری اسلامی یک نظام ایدئولوژیک است، ورود شهرداری تهران به مرکزیت علیرضا زاکانی به طرح موسوم به «نور» برای همراهی با ارگان عریض و طویل نیروی انتظامی به عنوان بازوی اصلی اجرایی این طرح، منطقی به نظر می‌رسد. اما آیا منطقی بودن این امر –البته در چارچوب یک سیستم رهبر محور—، به معنای صحیح بودن آن است؟

در چنین نظامی که دموکراسی معنای خود را از دست داده و مردمان آن دست‎‌کم طی چهار دهه‌ی اخیر با الفاظی چون زور، ظلم و ستم بیگانه نیستند، اجرایی شدن چنین طرحی به مثابه اعلام جنگ با آزادی‌ افراد است. فراموش نکنیم همین مردم طی سال‌های اخیر به اشکال گوناگون به مقوله‌ی حجاب معترض شدند و اوج این اعتراضات را می‌توان در خیزش «زن، زندگی، آزادی» به وضوح مشاهده کرد. از این روست که نظام با تمام قوا حتی از ارگانی مانند شهرداری که وظایف آن در دنیای امروز مشخص است، برای سرکوب زنان مخالف حجاب اجباری گام بر می‌دارد.

علیرضا زاکانی، شهردار وقت تهران اردیبهشت ماه امسال در پاسخ به خبرنگاران، ورود این سازمان به طرح نور را دو عامل «قانون» و «شرع» عنوان کرد. بیان چنین اظهاراتی از تریبون رسمی یک کشور، ولو این‌که در تضاد با سیاست‌های خود نظام باشد –که نگاهی به وظایف شهرداری‌ها در کتاب قانون می‌تواند این تضاد را اثبات کند—، این حقیقت که جمهوری اسلامی، به رهبری سیدعلی خامنه‌ای، بیش از پیش و به صورت عیان به دنبال یکدست کردن نظام است، مهر تأیید بزند.

در کتاب «۱۹۸۴»، نوشته‌ی جورج اورول، بخشی وجود دارد که به «وزارت حقیقت» می‌پردازد؛ جایی که وظیفه دارند تمام سوابق تاریخی را تغییر دهند یا پاک کنند تا با ایدئولوژی حاکمیت هماهنگ باشد. یکی از بخش‌های معروف کتاب که به این موضوع اشاره دارد، مربوط به شخصیت «وینستون اسمیت» است که در وزارت حقیقت کار می‌کند و وظیفه دارد مدارک و اخبار گذشته را ویرایش کند تا همیشه با خط رسمی حزب هم‌خوانی داشته باشد.

اظهارات اخیر علیرضا زاکانی درباره‌ی ورود شهرداری تهران به مسئله‌ی حجاب با بهانه‌هایی چون «شرع» و «قانون» کم شباهتی به شخصیت وینستون اسمیت رمان ندارد. وینستون در بخشی از این کتاب می‌گوید: «هر ثبت، هر کتاب، هر گزارش، هر تاریخ، همه چیز که شاید حتی در طول مدتی کوتاه نیز شک و تردید در مورد اطلاعاتی که حذف ارائه می‌دهد ایجاد کند، باید پاک شود. تاریخ به چیزی بیش از حافظه‌ی فردی، نوسازی شده و تغییر یافته توسط حزب، تبدیل می‌شود.»

در واقع با رسمیت بخشیدن به ورود شهرداری به مسئله‌ی حجاب، حکومت امری را طبیعی یا آن‌چنان که در ابتدای متن عنوان کردیم «منطقی» جلوه می‌دهد که پس از مدتی به یک وظیفه برای شهرداری‌های آینده و حتی شهرداری‌های وقت سراسر ایران تبدیل می‌شود.

ماجرای شهرداری شاید از به کارگیری گروه‌هایی از موافقان نظام در قالب «حجاب‌بان» آغاز شد اما پس از قرار گرفتن لایحه حجاب و عفاف و به دنبال آن اجرای طرح نور پس از دستور علی خامنه‌ای در دستور کار، نقش علیرضا زاکانی را پررنگ‌تر از همیشه می‌کند.

اقداماتی چون تبلیغات شهری برای حفظ حجاب، دستورهای ریز و درشت برای حذف چهره‌ی زنان از سنگ قبرها و از همه مهم‌تر خرید و نصب دوربین‌های مجهز به تشخیص چهره از جمله گام‌هایی است که شهرداری‌ها –علی الخصوص در پایتخت ایران—، در راه حفظ ایدئولوژی اصلی نظام –یعنی حجاب اجباری— برداشته‌اند.

امیرحسین بانکی‌پور، نماینده‌ی مجلس شورای اسلامی، نیمه‌ی اردیبهشت ماه خبر داد که بر اساس لایحه حجاب و عفاف قرار است با هدف شناسایی هویت زنان مخالف حجاب اجباری، دوربین‌ تمام ادارات دولتی و حتی شرکت‌ها و فروشگاه‌های خصوصی مستقیم به مراکز نیروی انتظامی وصل شود.

قرارداد پنهانی بیش از دو میلیارد یورویی شهرداری تهران با یک یا چند شرکت چینی را که در زمینه‌ی فروش دوربین‌های تشخیص چهره، خودروهای ون و تجهیزات امنیتی فعالیت می‌کنند، می‌توان عزم ارگان شهرداری برای قرار گرفتن در مسیر سرکوب زنان مخالف حجاب اجباری دانست. شماری از اعضای شورای شهر تهران گفته‌اند شهرداری برای خرید دوربین‌های هوشمند و کنترل شهری بالغ بر ۴۰۰ میلیون یورو و برای خرید ۱۰ هزار خودرو ون، مبلغ ۳۸۰ میلیون یورو پرداخت کرده است. موضوعی که به عقیده‌ی شورای شهر تهران مغایر با مصالح شهر تهران است؛ چرا که آن‌ها به عنوان ناظر فعالیت‌های شهرداری به خوبی از وضعیت درهم شکننده و بحرانی پایتخت ایران آگاهند.

آن‌چه مهر تأیید بر این اقدام شهرداری می‌زند، نظر مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران و از مقربان علیرضا زاکانی است. او می‌گوید قرارداد‌های شهردار تهران در چین «محرمانه» است و انتشار آن‌ها مشکل «امنیتی» دارد و  «این قرارداد‌ها زیر نظر متخصصان وزارت امور خارجه و بانک مرکزی منعقد شده‌اند.»

چمران با استفاده از کلماتی مانند «محرمانه» و «امنیتی» راه انتقاد به این قرارداد را می‌بندد و این اقدامات را در سطوح اهداف کلان نظام مطرح می‌کند.

با در نظر گرفتن همین حقیقت‌ها، شاید حالا بتوان بهتر ایران امروزی را با آن‌چه در ۱۹۸۴ جورج ارول ترسیم شده است، مقایسه کرد. نصب دوربین‌های تشخیص چهره در تهران همان چشم‌های «برادر بزرگ» در رمان‌اند که نه تنها مبارزه با حجاب اختیاری را هدف قرار می‌دهد، بلکه حریم خصوصی افراد را درهم می‌شکند. علیرضا زاکانی و احتمالاً شهردارهای بعدی، ابزاری می‌شوند در جامعه‌ای استبدادی و تمامیت‌خواه که در آن حکومت از آن‌ها برای نظارت گسترده و کنترل و سرکوب مردم استفاده می‌کند.

در چنین جامعه‌ای پر از نگرانی و وحشت، حکومت می‌داند شما چه می‌کنید، کجا می‌خواهید بروید، چه لباسی به تن دارید، علایقتان چیست، چه سیگاری می‌کشید، دامنه‌ی روابطتان تا کجا کشیده شده است و در واقع کنترل افکار و ذهن شما را در اختیار می‌گیرند.

سید مهدی موسوی، شاعر و ترانه‌سرا، سال‌ها پیش در ترانه‌ای به نام «محرمانه» می‌نویسد:

ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻦ «ﺍﺱ‌ﺍﻡ‌ﺍﺱ» ﺩﺭ ﺟﺎیی ﺛﺒﺖ ﺷﻮﺩ

ﻧﮑﻨﺪ گریه‌ی ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺿﺒﻂ ﺷﻮﺩ

ﻧﮑﻨﺪ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﻋﻮﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻨﻨﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻤﺎﻡ، ﺗﻮ ﺭﺍ می‌بینند

پوشش اختیاری خواست اکثریت جامعه؛ نه به طرح نور/ الهه امانی

 


پوشش اختیاری خواست اکثریت جامعه؛ نه به طرح نور/ الهه امانی

ماهنامه خط صلح – موج اخیر سرکوب زنان در مورد پوشش اختیاری بار دیگر تاریخچه‌ی ناامن کردن، سرکوب، اذیت و آزار، نفی و طرد حضور زنان در فضای عمومی، به ویژه خیابان را در خلال ۴۵ سال گذشته در اذهان زنده می‌کند. «طرح نور» که متجاوز از یک ماه است در راستای تحمیل حجاب اجباری و نادیده گرفتن سهم زنان از فضای عمومی و خیابان‌های امن اجرا می‌شود، بار دیگر آزموده‌های ناموفق قبل را می‌آزماید. طرح نور، طرحی امنیتی و سرکوبگرایانه در مورد خواست اکثریت جامعه‌ی ایران در مورد پوشش اختیاری است.

داستان تحمیل حجاب اجباری و تقابل و مقاومت در برابر آن قدمتی به بلندای ۴۵ سال دارد. هنوز همهمه‌های اضطراب‌آور «یا روسری، یا توسری» از خاطرات نسلی که در سال ۵۷ در خیابان حضور داشت، زدوده نشده است. زنان نسل انقلاب در پروسه‌ی حضور خود در خیابان تجربه‌ی اذیت و آزارهای جنسی-جنسیتی را در اماکن عمومی چون زنان سایر کشورهای جهان داشتند اما پوشش زنان و آزادی‌های فردی اگرچه محدود اما نه حرام شرعی بود و نه حرام سیاسی و در فضای خیابان امنیت زنان را دچار مخاطره نمی‌کرد.

تقابل زن‌ستیزانه با پوشش اختیاری و استراتژی‌های محدودکردن حضور زنان در فضای عمومی و تحمیل حجاب اجباری و مقابله با «بدحجابی» و «بی‌حجابی» و ممانعت از حضور زنان در ادارات، اماکن عمومی و سرویس‌های رفت و آمد، در ۱۰ تیر ۱۳۵۹ با حکم حجت‌الاسلام ری شهری، رئیس وقت دادگاه انقلاب، کلید خورد و در آبان ماه ۱۳۶۲ با تصویب قانون مجازات اسلامی، رعایت نکردن حجاب اجباری در فضای عمومی و خیابان با مجازات تعزیز تا ۷۴ ضربه شلاق مواجه شد. در خلال سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۵، در حالی‌که حجاب اجباری و عدم رعایت آن هزینه‌بر بود، اما با استفاده‌ی ابزاری از حضور زنان در خیابان و پای صندوق‌های رای پر رنگ‌تر و کم‌رنگ‌تر می‌گردید.

با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۴، در تداوم سرکوب سیستماتیک، «طرح حجاب و عفاف» از سوی او ابلاغ گردید و ون‌های سبز در خیابان‌ها، فضای عمومی را برای زنان جنسیت‌زده، پر تنش و ناامن ساختند. در سال ۱۳۸۸ این طرح کم‌رنگ شد و یک سال بعد با رویکردی دیگر تحت عنوان «طرح امنیت اخلاقی» ادامه یافت. بار دیگر با وعده‌های پوچ انتخاباتی و نیاز به حضور زنان در پای صندوق‌های رأی ریاست جمهوری، پیاده کردن این طرح کم‌رنگ گردید. در سال ۱۳۹۲ گشت ارشاد برای پیشبرد این طرح و مقابله با مصادیق بدحجابی و بی‌حجابی، حضور آسیب‌بار خود برای کنترل فضای عمومی را –این‌بار با هفت هزار نیروی انتظامی— نه تنها در معابر بلکه در ماشین‌های شخصی و حتی فضای راه‌پله‌های اماکن شخصی و غیره نیز در پیش‌ گرفت. این حجم عظیم از سرمایه‌هایی که باید برای توانمندی و بهبود زندگی مردم هزینه گردد، صرف ایجاد فضایی ناامن و پر تنش که برای امنیت و آرامش روحی و جسمی نیمی از افراد جامعه –زنان و دختران— آسیب‌بار است هزینه می‌شود تا حجاب اجباری که هویت گره‌خورده با جمهوری اسلامی است، تحقق یابد.

تاریخ در تمام جوامع بشری یادآور آن است که هر جا ستم وجود دارد، مبارزه گریزناپذیر می‌گردد و لینگستون هیوز شاعر سیاه پوست آمریکایی چه رسا و روشن می‌گوید که «چه اتفاقی برای رویاهای معوق شده می‌افتد؟ آیا مثل کشمش در آفتاب خشک می‌شود؟ یا منفجر می‌شوند؟»

پوشش اختیاری یکی از کنش‌های مستمر زنان و دختران ایران از آغاز استقرار جمهوری اسلامی و مقابله با تک جنسیتی کردن فضای عمومی و حذف و طرد حضور آنان است. نخستین حضور اعتراضی را زنان در خیابان‌های شهرهای گوناگون در خلال ‌هفته‌ی ۸ مارس ۱۳۵۷ کلید زدند.

خیزش انقلابی «زن زندگی آزادی»، انفجار آرزوها و رویاهای معوق شده و خشم فروخفته‌ی چهار دهه‌ی زنان و دختران بود که پیرو خیزش‌های پیش از آن و به طور مشخص علیه اقتدارگرایی در حوزه‌ی خصوصی و عمومی برآمد کرد. این خیزش به ویژه پاسخ نسل‌هایی بود که حضورشان در فضاهای عمومی و خیابان‌ با طرح‌ها و گشت‌های گوناگون نفی و حذف گردیده و به رانده شدن خود به فضای خصوصی نه گفته و خط بطلان بر «مرد بیرون و زن خانه» کشیده بودند. زنان جوان طعم شیرین داشتن سهم خود از خیابان را چشیدند، فضای عمومی و خیابان را از آن خود کردند و آرزوهایشان را با هزینه‌ای گران در لحظاتی تاریخی و پرشور به واقعیت تبدیل کردند. در واقع خیزش «زن زندگی آزادی» عاملیت زنان و دختران را در جای جای ایران در تصرف فضای عمومی و خیابان‌ها به نمایش گذاشت و زنان و دختران رویاهای معوق شده‌ی خود را هرچند کوتاه و پرهزینه اما تجربه کردند.

این بار نیز «طرح نور» در همان راستای سرکوب سیستماتیک خواسته‌های زنان و دختران برای حق انتخاب پوشش است و صاحبان قدرت از طرح‌ها و گشت‌های متجاوز از چهار دهه‌ی گذشته نیاموختند که این کار آب در هاون کوفتن است. طرح نور که حتی قبل از آن‌که به قانون تبدیل شود در خیابان‌ها به اجرا درآمده و به دلیل غیرقانونی بودن حتی مخالفت برخی از نمایندگان مجلس را نیز بر انگیخته، در تداوم امواج سرکوب‌های سیستماتیک و نافرجام گذشته اما هزینه‌ی کلان‌تر و نیروی بیش‌تر دارد تا امنیت زنان و دختران را در خیابان‌ها به مخاطره انداخته و بر حجم گران تنش‌های اجتماعی و بحران‌های موجود بیافزاید. اما «آن صبو بشکست و آن پیمانه ریخت

نه استقرار گسترده‌ی نیروهای لباس شخصی و یگان‌های ویژه در سطح شهرها، نه برخورد فیزیکی، ضرب و شتم و بازداشت زنان و دختران به بهانه‌ی نوع پوشش، نه استفاده از شیوه‌های هوشمند مانند دوربین‌های تشخیص چهره برای شناسایی مخالفان حجاب اجباری، نه پرونده‌سازی و اتهامات امنیتی علیه فعالان حقوق زنان، نه جریمه و خواباندن ماشین شخصی، نه پرونده‌سازی، دستگیری و محاکمه‌ی افرادی که در فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی به آن معترض هستند، هیچ‌کدام نمی‌توانند اراده‌ی اکثریت مردم ایران را از پیگیری مبارزه برای پوشش اختیاری –که تنها یکی از مطالبات به حق اکثریت جامعه است— باز دارد. طرح نور با واکنش‌های گسترده‌ی داخلی و بین‌المللی روبه‌رو شده و به عنوان نقض آشکار حقوق بشر و آزادی‌های فردی محکوم شده است.

عباس عبدی، یکی از صاحبان قدرت با اشاره به هزینه‌های مادی، روانی، اجتماعی و سیاسی در مورد پوشش اختیاری زنان و دختران می‌گوید: «تا به حال چند بار دست در این حفره کرده و گزیده شده‌اند و هم‌چنان در حال تکرار آن هستند. توجه ندارند که نتایج منفی این سیاست‌ها بسیار زیان‌بار است.»

طرح نور هم‌چنین با مخالفت جامعه‌ی زنان مذهبی نیز مواجه شده است. طاهره طالقانی، اسلام‌ پژوه و دختر محمود طالقانی، با بیان این‌که حجاب حکم و دستور قرآن نیست و تنها یک توصیه است، گفت که حجاب اجباری «آزادی و کرامت» زن را پایمال می‌کند و حکومت باید به این «تحقیر و خشونت» پایان دهد.

واقعیت آن است که سرکوب و دستگیری‌های این طرح –که به دستگیری پانصد زن و دختر در هفته‌ی اول انجامید— بیش‌تر از هر زمان شکاف بین مردم و حاکمیت را تعمیق بخشیده و طیف‌های سیاسی و خانواده‌هایی که تا به حال سکوت برگزیده بودند نیز به مقاومت، مخالفت و انتقاد بر انگیخته است.

***

خیابان به صاحبان قدرت تعلق ندارد. خیابان از آن شهروندان است و زنان و دختران به مثابه نیمی از جامعه‌ی ایران سهم خود را از خیابان و‌ فضای عمومی امن و از آن خود می‌خواهند. فضای امنی که احترام به حقوق انسانی آنان از جمله پوشش اختیاری، برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی خواست سیاسی دولت باشد.

امروز خیابان عرصه‌ی نمایش عاملیت زنان گردیده و زنان و دختران با روش‌های خلاق و ابتکاری و کنش مقاومت حضور‌ خود را در فضای عمومی اعلام می‌کنند و شجاعت را تکثیر و بذر امید را در دل‌ها می‌نشانند.

۱۴۰۳ اردیبهشت ۸, شنبه

روز جهانی ایمنی و سلامت کار؛ گزارش آماری یکساله از وضعیت حوادث کار در ایران

 


روز جهانی ایمنی و سلامت کار؛ گزارش آماری یکساله از وضعیت حوادث کار در ایران

خبرگزاری هرانا – مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران همزمان با روز جهانی ایمنی و سلامت کار با ارائه گزارش پیش رو به بررسی وضعیت حوادث کار ناشی از فقدان ایمنی محیط یا شرایط کار در حد فاصل ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ تا ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳ پرداخته است. بر اساس گزارشات گردآوری شده توسط بخش آمار این مجموعه، در حدفاصل ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ تا ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳ مرگ دستکم ۱۶۸۰ و مصدومیت دستکم ۸۱۹۹ کارگر در پی حوادث ناشی از فقدان ایمنی محیط یا شرایط کار ثبت شده است.

در سال ۲۰۰۳ میلادی سازمان جهانی کار پس از بررسی‌های بسیار ۲۸ آوریل را با هدف آگاهی رسانی در خصوص ایمنی و بهداشت کار و با تاکید بر پیشگیری از حوادث و بیماری‌ها در محل کار نامگذاری کرد. در واقع کارزاری بین المللی با هدف نشان دادن اهمیت ارتقای ایمنی محیط شغلی و تاثیر آن بر کاهش مرگ و میر ناشی از کار است. به این ترتیب دولت‌ها موظف به تدوین سیاست و برنامه‌ای سیستماتیک برای بازرسی اجرای انطباق قوانین و سیاست‌های ایمنی و بهداشتی شغلی هستند. گفتنی است که این روز همچنین از سال ۱۹۹۶ توسط اتحادیه‌های کارگری در سراسر جهان به عنوان روز جهانی بزرگداشت کارگران کشته و زخمی شده گرامی داشته می‌شود.

بنا بر گزارش مرکز آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی بررسی گزارش های کارگری منتشر شده در ۱۲ ماه اخیر (۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ تا ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳)، مرگ دست کم ۱۶۸۰ کارگر در این مدت در پی حوادث کار ناشی از فقدان ایمنی محیط یا شرایط کار توسط رسانه‌ها یا سازمان‌های فعال در این حوزه مخابره شده است.

علاوه بر این تعداد ۸۱۹۹ مورد مصدومیت ناشی از حوادث کار نیز به همین ترتیب توسط رسانه‌ها مخابره و توسط بخش آمار این نهاد گردآوری شده است.

بر اساس گزارشات گردآوری شده توسط بخش آمار این نهاد، %۲۳.۸۷ این حوادث مربوط به سقوط از ارتفاع، %۱۹.۷۱ آتش سوزی، %۹.۵۸ حوادث ساختمانی، %۷.۵۹ اصابت جسم سخت، %۷.۵۹ در کارخانجات، %۶.۶۹ وقوع حوادث در چاه، %۶.۵۱ برق گرفتگی، %۴.۷۰ تصادفات، %۴.۱۶ در معادن، ۳.۸۰% گاز گرفتگی، ۲.۵۳% در پتروشیمی و پالایشگاه، ۱.۰۸% غرق شدگی، ۰.۹۰% حوادث کشاورزی، %۰.۹۰ مسمومیت، ۰.۱۸% گرما زدگی و %۰.۱۸ سرمازدگی را شامل می شوند.

 

نمودار دسته بندی حوادث ناشی از کار

ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

فلسفه زندگی یا philosophy of lifeما انسان ها چیست؟

  فلسفه زندگی یا  philosophy of lifeما انسان ها چیست؟ این سوال بسیاری از افراد بوده، هست و خواهد بود. چرا زندگی می کنیم یا هدف از زندگی چیست...